هدف عكس طنز، مسخرهكردن نيست
سیدعلی سیدی متولد 1348 داراي مدرك کارشناسی كشاورزی از دانشگاه مشهد اما بيشتر به عنوان يك عكاس شناخته ميشود. همزمان با ورود به دانشگاه ١٣٦٩ عكاسی را شروع كرد و تا امروز فعاليتش در اين هنر ادامه دارد.
او عضو اصلي انجمن عكاسي خراسان و انجمن ملی عکاسی ایران است و در نمایشگاهها و مسابقات عکس داخلی و بینالمللی نيز حضور موفقي داشته است. نفر اول نخستين دوره مسابقه عكس كشوري آبرنگ 81، نفر برگزيده مسابقه عكس كشوري مبشران رمضان ٨٢، نفر اول مسابقه عكس كشوري عاشوراييان اسلامشهر 83، نفر دوم نخستين مسابقه عكس طنز بينالمللي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي 83 و نفر اول مسابقه عكس كشوري قاب سرخ در مشهد 84 و كسب مدال طلاي شصت و پنجمين نمايشگاه بينالمللي عكاسي آساهي شيمبون ژاپن 200٤، كسب مقام اول و دريافت مدال طلا و لوح افتخار نمايشگاه بينالمللي عكاسي «ونيز» 2005 و كسب مدال نقره رياست جمهوري ايتاليا و همچنين لوح نقره موسسه مالي CIFA 2005 از هجدهمين نمايشگاه بينالمللي هنر عكاسي ايتاليا برخي موفقيتهاي داخلي و خارجي اين عكاس مشهدي هستند.
دريافت لوح افتخار هفدهمين نمايشگاه بينالمللي دو سالانه طنز و هزليات شهر گابروو بلغارستان 2005 ميلادي سبب شده تا سيدي امسال نيز نمايشگاهي از آثار عكاسي طنز چند هنرمند مشهدي را در اين شهر برپا كند. با او كه تازه از سفر اين نمايشگاه آمده گفتگويي ترتيب دادهايم كه با هم ميخوانيم:
آقاي سيدي ابتدا كمي در باره جشنواره بینالمللی دو سالانه طنز بلغارستان و نمايشگاه «با هم بخندیم، به هم نخندیم» توضيح بدهيد؟
جشنواره بینالمللی دو سالانه طنز بلغارستان با پیشینهاي حدود چهل سال در شاخههای مختلف هنرهای تجسمی مثل كاريكاتور، طراحي پوستر، گرافيك، مجسمهسازي و عكاسي با مدیریت و تلاشهای خستگیناپذیر سرکار خانم «تسونکوا» در خانه طنز و هزلیات شهر گابروو برگزار ميشود. سير تحول اين جشنواره نشان از تغييرات بسياري دارد كه در نهايت آن را به سمت كيفيت بالاي امروزياش سوق داده است. اين جشنواره با هدف ایجاد محیطی سالم و سرشار از خنده و سلامتی روان و زندگی اجتماعی برای خانوادهها با استفاده از توان و قابلیتهای وصفناپذیر هنرمندان این عرصه برگزار میشود. من هم به طور اتفاقي با آن آشنا شدم. جشنوارهاي است كه هزينه شركت ندارد، از همين رو بسياري از عكاسان ايراني در آن شركت ميكنند.
«با هم بخندیم - به هم نخندیم» هم يكي ديگر از نمایشگاههاي عکس طنز ماست كه با 50 اثر از قدیر وقاریشورجه، سیدحمید سیدی، مصطفی نیکنقش و من، از اعضاي باشگاه عكاسي KPIB برگزار شده است. در اين نمايشگاه سعی داشتهايم اندکی به اهداف جشنواره نزديك شويم و اميدوارم در آیندهای نه چندان دور با حمایتهای بیدریغ مدیران فرهنگی و هنری کشور ایران و بلغارستان نسبت به ارتقاي سطح فرهنگ و بینش بصری و هدفهای مشترک فرهنگی و هنری با ادامه اینگونه فعالیتهای تأثیرگذار، گامهای موثر و مفیدتري برداریم.
پيش از اين هم در حاشيه اين جشنواره نمايشگاه داشتهايد؟
بله، سال 2005 كه من مقام اول اين جشنواره را به دست آوردم، به نوعي به عكس طنز هم علاقهمند شدم و ديدگاه من پس از آن به طور غيرمستقيم به سمت كارهاي طنز گراييد، حتي كارهاي مستند اجتماعيام رگههايي از طنز دارند. همان زمان من راغب شدم اين پروسه ادامه پيدا كند، از همين رو با مدير جشنواره صحبتهايي كردم مبني بر اينكه ما در فاصله دوسالانه، نمايشگاههايي برگزار كنيم. روال قانونياش طي شد اما براي ما شرايط تعيين كردند كه عكسهايمان از جريانات همان شهر گابروو باشد، به طور مثال از جشنواره شادياش. اينگونه شد كه با كمك چند تن از عكاسان همشهري تاكنون دو نمایشگاه گروهی های 2006 و 2008 با عناوین «عکاسی طنز، طنز در عکاسی» و «خنده درمانی» در خانه طنز گابروو برگزار كرديم كه با استقبال بينظيري روبهرو شدند. در ضمن اولين نمايشگاههاي عكس عكاسان ايراني در بلغارستان نيز هستند. نمايشگاه امسال نيز در چارچوب برنامههاي سال 2010 به عنوان «سال بينالمللي ايجاد روابط حسنه بين فرهنگها» با همكاري مشترك اعضاي فعال باشگاه عكاسي مشهد، رايزنى فرهنگى جمهوري اسلامي ايران و خانه طنز گابروو برپا شد كه تا 9شهريور نيز ادامه خواهد داشت. بيشتر عكسهاي آن هم مربوط به سفرهای گروهمان در فاصله زمانی سالهای 2005 تا 2008م به کشور بلغارستان بود.
براي اينكه صحبت روشنتر شود، تعريفي هم از عكاسي طنز يا طنز در عكاسي ارائه ميدهيد؟
طنز در لغت به معنای «طعنه زدن» و «مسخرهکردن» است و معمولا طنزپرداز با بزرگنمایی یک عیب یا نقصان قصد دارد صاحب آن عیب را متوجه نکتهای کند که او نیز مانند بسیاری از آدمها متوجه آن نیست و در بیشتر اوقات از آن غافلمانده، اما در عكاسي طنز هدف مسخرهكردن نيست، خنداندن مردم در جهانی که مردم بیش از هر زمان دیگر نیاز به خنده دارند، کار خداپسندانهای است. از طرفي خنده زبان مشترك آدمهاست و هزينه هم ندارد.
درست است كه با وجود مشكلات اجتماعي فراوان و نوسانات روحي و شرايط زندگي، موضوعاتي كه سبب خنده ما ميشوند، كمي كمتر شدهاند، اما هميشه هم نبايد فقط نگران باشيم و به خاطر مشكلات غصه بخوريم. چيزهاي زيادي در دنيا هست كه ميتواند ما را شاد و خندان كند. ديدن فيلمهاي كمدي، عکسهای طنز، شوخي و مزاح با خانواده و دوستان ميتواند ما را بخنداند (البته اينها را نبايد با مسخرهكردن و بيحرمتي طرف مقابل اشتباه گرفت).
«ثبت لحظاتی در قالب طنز توسط عکاس و پیامد آن ایجاد خنده و انبساط در بیننده» یکی از اهداف عکاسی طنز است. هدف عکاس از عکاسی طنز، مسخره کردن دیگران نیست. حتي نام نمايشگاه امسال ما نيز بر اين موضوع تاكيد ميكند.
عكس رابطه نزديكي با خنديدن و خنداندن دارد. موقع عكس انداختن ميگويند «لطفا لبخند بزنید» و مهم این لحظه است که هر وقت مرور میکنی و لبخند را گوشه لبانت میبینی، خاطرات ناخوشایند از تو دور میشوند و تو فقط خوبیها را احساس میکنی و این انرژی مثبت را به دیگران نیز انتقال میدهی و این باعث شور و نشاط در زندگی و رفتارهای اجتماعی و در نتیجه بهرهوری افراد اجتماع و جامعه بشری میشود.
البته توجه داشته باشيم كه اين تعريف سليقهاي است و ممكن است تصوير خندهداري از نظر من، براي ديگري خندهدار نباشد. شیوه کاربرد طنز در جوامع مختلف با هم تفاوت دارد.
تفاوت نگاه طنز ما و ديگر نقاط جهان در چه چيزهايي است، يا به عبارتي برجستگي طنز عكاسي ما در چيست؟
برگزاري نمايشگاه ما همزمان شده بود با نمايشگاه انجمن عكاسان يكي از شهرهاي بلغارستان كه من آنجا حضور داشتم و عكسهاي خودمان را با آن مقايسه ميكردم. اولين چيزي كه نمود پيدا ميكرد نگاه خلاقانه عكاسان ايراني يا عكاسان مشهدي بود. عكاسان ما سواي شكار لحظهها و اتفاقات، به عكاسي نيز نگاهي خلاقانه داشتند، اما نگاه آنها به موضوعات بديهي و خيلي دمدستي معطوف شده بود كه اصلا براي ما جالب نيست.
شايد بخشي از آن به تفاوت فرهنگها برگردد، براي مثال ما به لطيفههاي آنها نميخنديم ولي خودشان از شنيدنشان ريسه ميروند؟
آنجا يك عكسي بود كه خانمي را در حال جارو كردن بخشي از پيادهرو نشان ميداد، من هر چه به اين عكس نگاه ميكردم از طنز آن سردرنميآوردم. از ديد من هيچ چيز خندهداري وجود نداشت. عموما نگاه عكاسان خارجي از اين دست است اما در عكسهاي ايرانيها، چه آنهايي كه از طبيعت بيجان و چه آنهايي كه از جريانات اجتماعي گرفته شده، نمادهاي طنز بهوضوح ديده ميشود و هر كسي آنها را مشاهده ميكند، ميخندد. ما هم خنده را ميگيريم و هم نگاهي هنري و گاهي نقادانه به اتفاقات داريم.
عكس طنز روي اتفاقات تاكيد دارد. خيليها اين اتفاقات را ميبينند اما آن را بهدرستي درك نميكنند عكاسان خلاق، چنين لحظههايي را ثبت ميكنند. بر فرض در طنز اجتماعي يك لحظه اتفاق خندهداري ميافتد، پس و پيش آن اتفاق خندهدار نيست و اين يك واقعيت است. بايد اين لحظهها شكار شوند، خيلي از عكاسان اين لحظهها را ديدهاند اما شكارشان نكردهاند.
تا آنجايي كه من اطلاع دارم ما جشنوارههاي عكاسي طنز در دنيا خيلي كم داريم، با اين حساب عكاسي طنز را با نام بلغارستان ميشناسند. آيا اين جشنواره با توجه به اعتبار بينالمللياش توانسته تعريفي جامع و بينالمللي پيرامون عكس طنز ارائه دهد كه تا حدودي براي همه مشترك باشد؟
بناي اين جشنواره، كارناوال شادياي است كه هر دو سال يك بار برگزار ميشود، خنده يكي از نمادهاي اصلي اين جشنواره است اما از آنجا كه به شاخههاي مختلف هنرهاي تجسمي پرداخته ميشود، نميتوان براي عكاسي آن صحبت خاصي كرد. در اين جشنواره، پنج رشته از هنرهاي تجسمي به كمك هم ميآيند تا فضايي براي خنده پديد بياورند.
خود برگزاركنندگان جشنواره وقتي توانستهاند يك جريان بينالمللي پديد بياورند حتما به چنين مسائلي هم توجه داشتهاند آنها ميخواستهاند چند رشته در كنار هم به تعريف طنز بپردازند تا اينكه فقط عكاسي اين مسئوليت را بهعهده داشته باشد. اگرچه از آنجا كه عكس بسيار قوي است ميتوان برايش تعريفهايي ارائه داد اما نميتوان براي آن جامعيتي بينالمللي تعيين كرد.
جشنواره بيشتر فضايي براي حضور همه نگرههاي طنز فراهم آورده و در اين زمينه نيز بسيار موفق بوده است كه همچنان بيست و دومين دوره خود را بهصورت بينالمللي به پايان رسانده است.
آيا در ايران هم رويكردي مشابه اين داريم؟
مديريتهاي ايران زماني هستند و معمولا در زمانِ مشخصِ مديريتشان، اينگونه جريانات نهادينه نميشود. درواقع خيلي از جريانات اينچنيني در ايران اتفاق افتاده اما پس از دو يا سه سال، ديگر ادامه پيدا نكردهاند. خارجيها معمولا فكر كلي دارند، ما جشنوارهاي داريم كه 114 دوره برگزار شده يعني 114سال و اين يعني ريشه، يعني تاريخ. متاسفانه چنين مسائلي در كشور ما مقطعي است. آنها براي كار ارزش قائلاند و به آن ريشه ميدهند اما ما بسته به مدير مربوطه و سليقه او، كل جريان را خط ميزنيم، براي مثال دو بار جشنواره عكس طنز در كشورمان با همراهي حوزه هنري تهران برگزار شد اما فقط دو بار و خيلي زود هم پي كارش رفت.
فكر ميكنم مشهد در اين زمينه به صورت فردي كمي موفق بوده، كمااينكه نمايشگاه كشور بلغارستان را مشهديها برگزار ميكنند؟
اگرچه عكاسان مشهدي بيشتر دنبال مسائل اجتماعي هنري يا مذهبي بودهاند اما كساني چون من و ديگر اعضاي كانون خودمان به دنبال عكس طنز بودهايم. شايد كسان ديگري هم باشند كه آثار خود را ارائه نداده باشند. فكر ميكنم اولين نمايشگاه طنز مشهد را هم سال گذشته برگزار كرديم. همه اينها نشان ميدهد كه مشهد قابليت اين مسئله را دارد كه به عنوان قطب عكس طنز ايران شناخته شود، فقط كافي است عكاسان وارد جريانات طنز بشوند.
منبع : شهرآرا
| < قبلی | بعدی > |
|---|